الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )

341

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

( 1 ) بسيارى از مهاجرين و انصار به سوى ابو بكر شتافتند و مخالفت خود را با خلافت عمر ، اعلام نموده گفتند : « مىبينيم عمر را بر ما خليفه قرار داده‌اى در حالى كه تو او را شناخته و زشتيهايش را در ميان ما دانسته‌اى ، آن هم در زمانى كه تو در ميان ما بوده‌اى ، پس چگونه است اگر از ميان ما به روى ؟ تو به لقاى خداوند عز و جل مىروى و از تو خواهد پرسيد ، تو چه خواهى گفت ؟ » . ابو بكر به آنان پاسخ داد : « اگر خداوند از من بپرسد ، خواهم گفت بر آنها خليفه قرار داده‌ام آن را كه به نظر من بهترينشان بوده است . . . » « 1 » . ( 2 ) بنا به گفتهء محققان ، براى ابو بكر صحيح‌تر اين بود كه به احساسات اكثريت قاطع مسلمين توجه مىكرد و تنها پس از كسب رضايت و وحدت كلمهء آنان و يا پس از مشورت با صاحبان حلّ و عقد و در عمل به قاعدهء شورا ، نسبت به تعيين كسى به عنوان خليفه ، اقدام مىنمود ، ولى وى به احساسات شخصى خود كه سرشار از دوستى نسبت به عمر بود ، عنايت داشت و براى آگاه شدن از نظر مسلمين از « معقيب دوسى » پرسيد : « مردم در مورد تعيين عمر به عنوان خليفه چه مىگويند ؟ » او گفت : « عده‌اى مخالف و عده‌اى موافق هستند » . ابو بكر گفت : « مخالفان بيشترند يا موافقان ؟ » . وى گفت : « البته كه مخالفان بيشتر هستند » « 2 » . ( 3 ) و با وجود اطلاع وى از اينكه اكثريت مردم در اين امر بر او اعتراض داشتند ، چگونه است كه او را بر آنان تحميل نمود و به آنها آزادى انتخاب شخصى براى رياست حكومت را واگذار ننمود ؟

--> ( 1 ) الامامة و السياسة 1 / 25 . طبرى 3 / 433 . ( 2 ) الآداب الشرعية و المنح المرعية 1 / 42 .